مثلا از کنار میز غذا بری بشینی روی مبل یا کنار پنجره. یکباره قابی که میدیدی و میشنیدی عوض میشه.
آدمها همونان، حرفها همونه انگار، ولی یک چیزی تغییر کرده؛ بعضی چیزها نزدیکتر و واضحتر شدن و بعضی چیزها متفاوت.
گاهی زاویه رو عوض میکنیم، چهارچوب رو تغییر میدیم تا شفافتر ببینیم. این حکایت ماست و جریان جاری در ریفریم پروگرام(Reframe programme) .
ما چند دانش آموختهی روانشناسی بودیم. که یک روزی، یک جایی هر کدوم اسم کوچینگ رو شنیدیم. انگار یک مکتب در تقابل با روانشناسی بود...
کنجکاو شدیم، مطالعه کردیم و شروع کردیم به آموختن تخصص کوچینگ برای شناخت بهتر.
همونجا در همون مدرسه بود که برای اولین بار ما همدیگه رو دیدیم و تصمیم گرفتیم از یک قاب جدید، چیزهایی که از قبل میدونستیم رو بازآموزی کنیم و شکل تازه بهش بدیم، یعنی ریفریمینگ.
دیدیم کوچینگ خیلی جاها جواب میده و اصلا خیلی هم تو مسیر روانشناسیه. مدرک بینالمللی گرفتیم و شروع به کار کردیم. جلسههای کوچینگ فردی و سازمانی و آموزش هم به برنامه کاریمون اضافه شد.
بعد از چند سال کار گفتیم اصلا چرا اینها در کنار هم نباشن؟!
و اونجا بود کهریفریم پروگرام (Reframe programme)شکل گرفت.
گفتیم بیایم اصلا بگیم تفاوت روانشناسی و کوچینگ چیه تا آدمها خودشون انتخاب کنن با کدوم میخوان پیش برن.
گفتیم چرا ما جایی رو نسازیم که هم مراجع فردی، هم سازمانها از هر جای دنیا راحت بتونن جلسه با متخصصین رو با چند کلیک برای خودشون هماهنگ کنن، پرداخت کنن و تجربه دلچسب داشته باشن.
گفتیم هروقت هم کنجکاو یادگیری موضوعی بودن میتونن در ایونتها شرکت کنن و علمی و عملی اون مساله رو تجربه کنن.
ما همهی این کارها رو در تمام این سالها جدا جدا کرده بودیم. تجربه ساعتها مشاوره و کوچینگ و آموزش رو داریم( که تو ویدیو مفصل ازش گفتیم) و الان، یعنی زمستان 1404؛ تو ریفریم یک چهارچوب جدید و یکپارچه بهش دادیم و متعهد شدیم همراهی خوبی داشته باشیم تا با هم قابهای جدیدی رو برای زندگی بسازیم.
ما چند دانش آموختهی روانشناسی بودیم. که یک روزی، یک جایی هر کدوم اسم کوچینگ رو شنیدیم. انگار یک مکتب در تقابل با روانشناسی بود... کنجکاو شدیم، مطالعه کردیم و شروع کردیم به آموختن تخصص کوچینگ برای شناخت بهتر.مطالعه بیشتر