شاید معروفترین تعریف این باشد که یک فرایند همراهی بین کوچ و کوچی(مراجع) است که طی جلسات، توانایی بالقوه مراجع در جهت رسیدن به هدف بالفعل میشود.
اما اصل موضوع این است که جلسات کوچینگ در مورد موضوعی مشخص بر پایه پرسشگری پیش میرود و به رشد شخصی و حرفهای افراد کمک میکند، ارزیابی شخصیتی میکند و رویکردی آیندهنگر دارد. اعتقادش بر این است که به جای ارائه راه حل و نسخه از پیش آماده، مراجع را به کشف خود و راهکار از درون خود تشویق کند؛ چون هر کس و هر موضوع منحصر به فرد است.
اما کوچینگ برای افرادی مناسبتر است که در وضعیت سلامت روان و عملکردی خوبی هستند و به دنبال رشد و پیشرفتند. افرادی که اهداف مبهمی دارند؛ به دنبال تغییرند، اما چشمانداز مشخصی ندارند. نیاز به رشد و شکوفایی دارند یا در حال عبور از یک دوره گذار هستند و میخواهند شفاف ببینند، مدیریت چالش داشته باشند و ارزشها و باورهای خود را بازبینی کنند.
کوچینگ به خودشناسی، بهبود عملکرد و تغییر رفتار در جهت دستیابی به یک خواسته و هدف کمک میکند. فرآیند تصمیمگیری را تسهیل میکند و خلاقیت را به مراتب رشد میدهد.
کوچها مستلزم رعایت اصول اخلاقی و محرمانگی هستند و به رابطهای بر پایه همآفرینی و همسطحی پایبندند. جلسات عموما کوتاهمدت و نتیجهمحور است و معتقدند به جای دادن ماهی، ماهیگیری را یاد میدهند.
در ریفریم پروگرام، تیم کوچهای حرفهای دارای مدرک بینالمللی را گرد هم آوردیم تا شما به راحتی انتخاب کنید و از جلسات خود بهترین تجربه را داشته باشید.
ما چند دانش آموختهی روانشناسی بودیم. که یک روزی، یک جایی هر کدوم اسم کوچینگ رو شنیدیم. انگار یک مکتب در تقابل با روانشناسی بود... کنجکاو شدیم، مطالعه کردیم و شروع کردیم به آموختن تخصص کوچینگ برای شناخت بهتر.مطالعه بیشتر